حكيم ابوالقاسم فردوسى

877

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

پس از من بدشمن رسد تاج و گنج * مرا خاك سود آيد و درد و رنج بدل گفت بيدار مرد كهن * كه آمد كنون روزگار سخن به دو گفت كاى شاه كهتر نواز * جوانمرد روشن دل و سر فراز گر ايدونك يابم بجان زينهار * من اين رنج بردارم از شهريار به دو گفت شاه اى خردمند مرد * چرا بيم جان ترا رنجه كرد بگوى آنچه دانى و بفزاى نيز * ز گفت خردمند برتر چه چيز چنين داد پاسخ به دو كدخداى * كه اى شاه روشن دل و پاك راى يكى حقّه بد نزد گنجور شاه * سزد گر بخواهد كنون پيش گاه بگنجور گفت آنك او زينهار * ترا داد آمد كنون خواستار به دو باز ده تا ببينم كه چيست * مگرمان نبايد بانديشه زيست بياورد آن حقّه گنجور اوى * سپرد آنك بستد ز دستور اوى به دو گفت شاه اندرين حقّه چيست * نهاده برين بند بر مهر كيست به دو گفت كان خون گرم منست * بريده ز بن پاك شرم منست سپردى مرا دختر اردوان * كه تا باز خواهى تن بىروان نكشتم كه فرزند بد در نهان * بترسيدم از كردگار جهان بجستم ز فرمانت آزرم خويش * بريدم هم اندر زمان شرم خويش بدان تا كسى بد نگويد مرا * به درياى تهمت نشويد مرا كنون هفت ساله‌ست شاپور تو * كه دايم خرد باد دستور تو چنو نيست فرزند يك شاه را * نماند مگر بر فلك ماه را و را نام شاپور كردم ز مهر * كه از بخت تو شاد بادا سپهر همان مادرش نيز با او بجاى * جهانجوى فرزند را رهنماى به دو ماند شاه جهان در شگفت * ازان كودك انديشه‌ها برگرفت از ان پس چنين گفت با كدخداى * كه اى مرد روشن دل و پاك راى بسى رنج برداشتى زين سخن * نمانم كه رنج تو گردد كهن كنون صد پسر گير همسال اوى * به بالا و دوش و بر و يال اوى همان جامه پوشيده با او بهم * نبايد كه چيزى بود بيش و كم همه كودكان را بميدان فرست * ببازيدن گوى و چوگان فرست چو يك دشت كودك بود خوب چهر * بپيچد ز فرزند جانم به مهر بدان راستى دل گواهى دهد * مرا با پسر آشنايى دهد [ گوى زدن شاپور و شناختن او را پدر ] بيامد بشبگير دستور شاه * همى كرد كودك بميدان سپاه يكى جامه و چهر و بالا يكى * كه پيدا نبد اين ازان اندكى بميدان تو گفتى يكى سور بود * ميان اندرون شاه شاپور بود چو كودك به زخم اندر آورد گوى * فزونى همى جست هر يك بدوى بيامد بميدان پگاه اردشير * تنى چند از ويژگان ناگزير نگه كرد و چون كودكان را بديد * يكى باد سرد از جگر بركشيد بانگشت بنمود با كدخداى * كه آمد يكى اردشيرى بجاى